خرید بک لینک
زمستان ، صادقانه ترین حالتِ بودن است .هوا سرد می شود و آدم ها حوصله ای برای تظاهر ندارند ، نقاب هایشان را زمین می گذارند تا دستانشان را تویِ جیبِ دوراندیشیِ شان ببرند و گرم شوند ، آن وقت است که واقعیتِ آدم ها را می توان دید و حقایقِ ناگفته ی زیادی را می توان فهمید ...شرایط که خوب است ؛ هر آدمی می تواند خوب باشد ، هرکسی را دوست داشته باشد و کنارِ هرکسی بماند . صبر کن ؛در سختی و مشکلات است که دست ها ، رو می شود .کمتر کسی از پسِ خوب ماندن هایِ چهار فصله بر می آید .اینجا همه چیز ، نسبی است و چه بهتر که هرازگاهی در اعتقاداتِ قدیمی ات تجدید نظر کنی .زمستان ، فصلِ پوست اندازیِ باورها ،فصلِ شناخت و تکاملِ آدم هاست ... + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۱ ساعت 8 AM توسط حسن  | 

برچسب: نویسنده: نیکی نظری تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 14:29

منانبوهی از این بعدازظهرهای جمعه رابیاد دارم که در غروب آنهادر خیاباناز تنهایی گریستیمما نه آواره بودیم ، نه غریبامااین بعدازظهر های جمعه پایان و تمامی نداشتمی گفتند از کودکی به ماکه زمان باز نمی گردداما نمی دانم چرااین بعد از ظهر های جمعه باز می گشتند + نوشته شده در جمعه شانزدهم دی ۱۴۰۱ ساعت 2 PM توسط حسن  | 

برچسب: نویسنده: نیکی نظری تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 14:29

حتی یک نفر را نداشتم کهبا او دردودل کنم...کسی باشد که به او بگویمدوستش دارم...میفهمی؟میدانی عشق یعنی چه؟خیال نمیکنم بفهمی .هیچکس نمیداند منچه حالی دارم،هیچکس ..دلم از تنهایی میپوسید و دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار میشد.آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگویدغمانگیز نیست؟! + نوشته شده در سه شنبه بیستم دی ۱۴۰۱ ساعت 8 PM توسط حسن  | 

برچسب: نویسنده: نیکی نظری تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 14:29

صفحه بندی